اپیگرام‌های هومری

اشعار کوتاهِ منسوب به شاعر حماسه

درآمد

در کنار حماسه‌های بزرگ و سرودهای المپی، سنت باستانی مجموعه‌ای از هفده شعر کوتاه را نیز به هومر نسبت می‌داد که امروز به «اپیگرام‌های هومری» شناخته می‌شوند. برخلاف ایلیاد و ادیسه، این قطعات کوتاه نه داستانی حماسی روایت می‌کنند و نه خدایی را می‌ستایند؛ آن‌ها بیشتر به اشعار عامیانه، سرودهای مناسبتی، و ترانک‌های کوتاهی شبیه‌اند که در زندگی روزمره‌ی یونانیان باستان خوانده می‌شدند — نزدیک‌تر به گونه‌ای از فرهنگ عامه و فولکلور تا به شعر حماسی رسمی.

سرچشمه و بستر متنی

این هفده قطعه به‌طور مستقل و به‌شکل یک مجموعه‌ی مجزا از هومر باقی نمانده‌اند؛ آن‌ها را تنها در دل متن‌های دیگری می‌یابیم که زندگی‌نامه‌ی افسانه‌ای هومر را روایت می‌کنند. مهم‌ترین این متن‌ها، اثری موسوم به «زندگی هومر» است که به‌اشتباه به هرودوت نسبت داده شده (از همین‌رو آن را «شبه‌هرودوتی» می‌نامند) و اثر دیگری با عنوان «مسابقه‌ی هومر و هزیود». چند تن از پژوهشگران معتقدند این اپیگرام‌ها در واقع کهن‌تر از خودِ این زندگی‌نامه‌هایند، و نویسنده‌ی «زندگی هومر» آن‌ها را به‌عنوان مصالح خام برگرفته و داستانی روایی به دور آن‌ها بافته تا زمینه و بستری برای هرکدام بسازد. به‌عبارت دیگر، این اپیگرام‌ها احتمالاً نخست به‌صورت اشعار مستقل و پراکنده در گردش بودند، و تنها بعدها زندگی‌نامه‌نویسان باستانی این‌ها را ستون فقرات روایتی از سرگذشت هومر قرار دادند تا برایشان توضیحی داستانی بسازند.

جالب اینجاست که همین رابطه گاه معکوس نیز تصور می‌شود: برخی محققان بر این باورند که این قطعات کوتاه، به‌جای آنکه شواهدی مستقل از هومر باشند، بیشتر شبیه فولکلور و اشعار عامیانه‌ای‌اند که بعدها، به‌سبب محبوبیت نام هومر، به او نسبت داده شدند تا زندگی‌نامه‌ای دلپذیرتر و داستان‌گونه‌تر برایش ساخته شود — نمونه‌ای از پدیده‌ای که در زندگی‌نامه‌های افسانه‌ای بسیاری از چهره‌های تاریخی باستان دیده می‌شود.

نویسندگی مورد تردید

همان‌طور که با بسیاری از آثار منسوب به هومر پیش می‌آید، اصالت این انتساب نیز از دیرباز محل تردید بوده است. برای نمونه، اپیگرام سوم — که درباره‌ی میداس، پادشاه لاریسا، است — گاه نه به هومر، بلکه به کلئوبولوس اهل لیندوس، یکی از هفت خردمند یونان باستان، نسبت داده شده است. اپیگرام چهاردهم را نویسنده‌ای دیگر به هزیود منسوب کرده، و اپیگرام یازدهم را برخی «کاملاً هزیودی» در سبک و لحن دانسته‌اند. این آمیختگی و نامعلومی نویسندگی، نشان می‌دهد که در دوران باستان، مرز میان آثار منسوب به شاعران بزرگ اغلب سیال و نامشخص بوده است.

درون‌مایه‌های اپیگرام‌ها

موضوع این اشعار کوتاه، برخلاف حماسه‌های بزرگ، بیشتر به زندگی روزمره و مکان‌های خاص می‌پردازد: برخی از ویژگی‌های شهرهایی چون اسمیرنا (زادگاه افسانه‌ای هومر در برخی روایات)، کومه، اریثرای، و کوه ایدا سخن می‌گویند؛ برخی دیگر به مشاغل و پیشه‌های گوناگون اختصاص دارند — کوزه‌گران، ملوانان، ماهیگیران، و دیگر پیشه‌وران. یکی از این اپیگرام‌ها، که به «ایره‌سیونه» شهرت دارد، در اصل سرودی بوده که هنگام برگزاری جشن‌های برداشت محصول خوانده می‌شد؛ این واژه در آغاز به تاجی از پشم اشاره داشت که در این جشن‌ها بر سر می‌گذاشتند، اما به‌مرور نام خودِ سرود برداشت، و سپس هر نوع «آواز گدایی» شد — نوعی سنت که شباهت‌هایی به سرودهای فصلی دیگر فرهنگ‌های اروپایی دارد.

پیوند اپیگرام‌ها با زندگی‌نامه‌ی هومر

بسیاری از این اپیگرام‌ها تنها در بستر روایی «زندگی هومر» معنا پیدا می‌کنند، چون هرکدام به رخدادی خاص در زندگی افسانه‌ای شاعر پیوند خورده‌اند. برای نمونه، یکی از اپیگرام‌ها به نامی به‌نام تستوریدس اشاره می‌کند — همان شخصیتی که طبق روایت «زندگی هومر»، در فوکایا میزبان هومر بود و سپس دو اثر منسوب به او («ایلیاد کوچک» و «فوکائیس») را با خود به خیوس برد و آن‌ها را به نام خویش بازخواند تا شهرتی به‌دست آورد. اپیگرام دیگری، طبق روایت همین زندگی‌نامه، هنگامی سروده شد که پسران پادشاه میداس از هومر خواستند برای مقبره‌ی پدرشان — که تندیس دوشیزه‌ای برنزی بر سوگ او می‌گریست — کتیبه‌ای بسراید.

این پیوند تنگاتنگ میان اپیگرام‌ها و روایت زندگی‌نامه‌ای، به این معناست که این قطعات را نمی‌توان کاملاً مستقل از زمینه‌شان خواند؛ آن‌ها بخشی از سنتی گسترده‌تر بودند که می‌کوشید برای شاعری که هویت واقعی‌اش برای یونانیان باستان نیز مبهم بود، زندگی‌نامه‌ای داستانی و باورپذیر بسازد.

اپیگرام‌ها در کنار دیگر «زندگی‌نامه‌های» هومر

در دوران باستان، دست‌کم ده زندگی‌نامه‌ی متفاوت از هومر در گردش بود، که دو مورد از آن‌ها — همان «زندگی هومر» شبه‌هرودوتی و «مسابقه‌ی هومر و هزیود» — شناخته‌شده‌ترین‌اند. «مسابقه‌ی هومر و هزیود» روایتی خیال‌انگیز از رقابتی شعری میان این دو شاعر بزرگ را بازمی‌گوید که در آن، به‌رغم برتری ظاهری هومر در بداهه‌سرایی، داوران مسابقه سرانجام هزیود را برنده اعلام می‌کنند — چون در نگاه آنان، سرودن از کشاورزی و صلح (موضوع اصلی آثار هزیود) بر سرودن از جنگ و کشتار (موضوع محوری حماسه‌های هومر) برتری داشت. در همین متن نیز سه تن از هفده اپیگرام (اپیگرام‌های سوم، سیزدهم، و هفدهم) به‌کار رفته‌اند، و حتی نخستین اپیگرام در برخی نسخه‌های خطی سرودهای هومری نیز باقی مانده است.

جالب توجه است که، برخلاف بسیاری از زندگی‌نامه‌های دیگر که هومر را شاعری کاملاً امی و ناآشنا با نوشتار می‌دانند، «زندگی هومر» شبه‌هرودوتی این‌گونه ادعا می‌کند که نوشتار در محیط پیرامون هومر شناخته‌شده بود و حماسه‌هایش از روی بازخوانی‌اش نوشته شدند — روایتی که آن را از دیگر روایات باستانی این سنت متمایز می‌سازد.

اهمیت اپیگرام‌ها برای مطالعات امروزی

امروز، پژوهشگران این اپیگرام‌ها را نه‌چندان به‌عنوان شواهدی از وجود تاریخی هومر، بلکه به‌عنوان پنجره‌ای به‌سوی شیوه‌ی نگاه یونانیان باستان به این شاعر افسانه‌ای می‌نگرند. این‌که مردمانی از نقاط گوناگون جهان یونانی — از اسمیرنا تا خیوس، از کومه تا ایوس (جزیره‌ای که برخی روایات آن را محل مرگ و مدفن هومر می‌دانند) — هرکدام می‌کوشیدند شاعری به این اهمیت را به خود منتسب کنند، نشان می‌دهد که در دوران باستان، هومر نامی بود که به‌خودی‌خود جاذبه‌ای فرهنگی و حتی اقتصادی داشت؛ شهرهایی که ادعای زادگاه یا محل اقامت او را داشتند، از این پیوند برای کسب اعتبار بهره می‌بردند. از این چشم‌انداز، اپیگرام‌های هومری، هرچند خود شعرهایی کوچک و ساده‌اند، شاهدی‌اند بر جایگاه بی‌مانند هومر در خودآگاهی فرهنگی یونان باستان — نامی که، چنان‌که یکی از پژوهشگران باستانی گفته، به‌خودی‌خود «بسیاری از اشعار کهن و محبوب» را به‌سوی خویش می‌کشید.

منابع: ویکی‌پدیا (Epigrams (Homer)؛ Life of Homer (Pseudo-Herodotus)؛ Ancient accounts of Homer؛ Contest of Homer and Hesiod)؛ Loeb Classical Library (Hesiod, the Homeric Hymns and Homerica)؛ Classical Inquiries (Center for Hellenic Studies). این نوشتار بازنویسی و تلخیصی آزاد از این منابع است.

→ بازگشت به فهرست دانشنامه