تشبیه هومری

پلی میان دو جهان

درآمد

یکی از برجسته‌ترین ابزارهای شاعرانه‌ی ایلیاد و ادیسه، شگردی است که امروز آن را «تشبیه هومری» یا «تشبیه حماسی» می‌نامیم. برخلاف تشبیه‌های کوتاه و روزمره‌ای که در گفتار معمولی به‌کار می‌بریم (مانند «سرسخت چون سنگ»)، تشبیه هومری مقایسه‌ای گسترده و مفصل است که می‌تواند چند سطر یا حتی چند بند به طول بینجامد. این شگرد نه‌تنها امکان آرایش خیال‌انگیز و خلاقانه‌ی روایت را فراهم می‌کند و نمایشگر مهارت شاعرانه‌ی سراینده است، بلکه پنجره‌ای است به‌سوی فهم عمیق‌تر ماهیت شعر شفاهی و شیوه‌ی سرایش آن.

ساختار و کارکرد تشبیه

هر تشبیه هومری پلی میان دو چیز متفاوت می‌سازد: از یک‌سو موضوع اصلی روایت (چیزی که در داستان واقعاً رخ می‌دهد)، و از سوی دیگر تصویری از دنیایی دیگر — غالباً از طبیعت، حیوانات، یا زندگی روزمره — که برای روشن‌کردن یا برجسته‌کردن آن موضوع اصلی به‌کار گرفته می‌شود. قهرمانان اغلب به شیران تشبیه می‌شوند، جنگیدنشان به شکار، و حتی زنان فانی گاه به الهگان.

تشبیه‌ها در ایلیاد بسیار پرشمارتر از ادیسه‌اند و بیشتر در زبان راوی ظاهر می‌شوند تا در گفت‌وگوی شخصیت‌ها. در ایلیاد، اکثریت قریب‌به‌اتفاق تشبیه‌ها در صحنه‌های نبرد به‌کار رفته‌اند. این تشبیه‌ها کارکردهای گوناگونی دارند: توجه خواننده یا شنونده را به شخصیت یا موقعیتی خاص جلب می‌کنند و بر لذت زیبایی‌شناختی مخاطب می‌افزایند. برای نمونه، هنگامی که آگاممنون زخمی می‌شود و همچون زنی که در حال زایمان است می‌گرید، این تشبیه با وارونه‌کردن جنسیت میان موضوع و تصویرِ تشبیه، تأثیری غافلگیرکننده و پرمعنا ایجاد می‌کند.

تصویرسازی احساسات انسانی

تشبیه‌های هومری اغلب احساسات انسانی و ظرافت‌های روانی را از طریق پیوند با چیزی آشنا — یک شیء، حیوان، یا مفهوم رایج — به تصویر می‌کشند. این شگرد، از طریق فرایندی از تجسم‌بخشی در دل روایت، تصویری موازی با صحنه‌ی اصلی می‌آفریند. برخی پژوهشگران این تصویرسازی‌ها را با هنر تصویری دوران باستان، مانند نگاره‌های روی سفال، مرتبط دانسته‌اند و شباهت‌های قابل‌توجهی میان این دو رسانه‌ی هنری یافته‌اند.

پژوهش‌های اخیر با رویکردی روایت‌شناختی نشان داده‌اند که تشبیه‌ها می‌توانند به میدانی برای رقابت میان راوی و شخصیت‌ها بدل شوند، به‌ویژه در ایلیاد، جایی که فضای جنگ زمینه‌ای آشکار برای روحیه‌ی رقابتی فراهم می‌آورد. تشبیه‌ها همچنین در لحظات گذار و عطف روایت، توجه را به جزئیات جلب می‌کنند. برای نمونه، هنگامی که دیومدس همچون ستاره‌ای درخشان اواخر تابستان، که فروزان‌تر از همه‌ی ستارگان دیگر می‌درخشد، به میدان نبرد قدم می‌گذارد، او با اصطلاحاتی کیهانی توصیف می‌شود، و آن لحظه‌ی خاص، از مکان و زمانی معین، به امری جهان‌شمول گسترش می‌یابد.

از منظر شناختی نیز، تشبیه‌ها به یادماندنی‌بودن روایت را از طریق ایجاد یک تصویر «قابل‌ترسیم» تقویت می‌کنند. در کتاب سیزدهم ایلیاد، حرکت هکتور در هدایت سربازانش و توقف بعدی‌اش، به حرکت پیچیده‌ی سنگی تشبیه می‌شود که از صخره‌ای به رودی خروشان از باران زمستانی می‌افتد — نخست با شتاب، اما سرانجام مسطح‌شونده و آرام‌گیرنده. این‌گونه تصویرسازی، با پیوند صریح‌تر با دنیای طبیعت، صمیمیتی میان شاعر و مخاطب می‌آفریند که لذت شنیدن اجرای شفاهی را طولانی‌تر می‌کند. از منظر شفاهی‌بودن شعر، شنونده‌ای که به اجرای رپسودی گوش می‌سپارد، فرصتی بیشتر می‌یابد تا نه‌فقط روند روایت را دنبال کند، بلکه از لحظاتی به‌یادماندنی نیز، از طریق پیوند با تصویری فشرده و قابل‌تجسم، لذت ببرد.

جایگاه تشبیه در سنت شفاهی

پژوهشگران متقدم‌تر گاه تشبیه‌ها را افزوده‌هایی متأخر بر روایت اصلی می‌دانستند — بخش‌هایی که احتمالاً توسط شاعران دیگری غیر از سراینده‌ی اصلی افزوده شده‌اند. اما دیدگاه غالب امروز این است که تشبیه‌ها بخشی اصیل از ساختار شفاهی و سنتی خودِ حماسه‌اند، نه الحاقاتی بیگانه با آن.

پژوهش‌های اخیر، تشبیه هومری را نمونه‌ای از تعامل میان ژانرهای گوناگون شعر شفاهی می‌دانند — به‌ویژه تعامل میان حماسه و شعر غنایی کهن. برای نمونه، هنگامی که نائوسیکا، شاهدخت فایاکیان، رقص دوشیزگان را رهبری می‌کند، به الهه‌ی آرتمیس تشبیه می‌شود؛ این تشبیه در سراسر باقی کتاب ششم ادیسه با پژواک‌های گوناگونی تداوم می‌یابد. متن هومری در اینجا صرفاً به اجرای یک همسرایی زنانه در ستایش آرتمیس اشاره نمی‌کند، بلکه ویژگی‌های خودِ یک اجرای سرودی (هیمنی) را در خود جای داده و از الگویی متفاوت از ساختار و شیوه‌ی اجرای شعری بهره می‌گیرد — الگویی که نه‌تنها بر پایه‌ی بازگویی، بلکه بر آواز و همراهی موسیقایی استوار است. شاعران حماسی به همین شکل از ژانرهای شعری دیگری نیز وام می‌گیرند که مخاطبان باستانی با آن‌ها آشنا بوده‌اند. برای نمونه، در مراسم تدفین پاتروکلوس، آخیلوس همچون پدری که برای مرگ پسر داماد خود می‌گرید، به گریه می‌افتد — تشبیهی که او را به یک داماد پیوند می‌زند. از خلال این تشبیه دامادِ مرده، شاعر شدت احساسی صحنه را برجسته می‌کند، وجهی دیگر از شخصیت آخیلوس را آشکار می‌سازد، و رگه‌ای از ژانر دیگری از شعر شفاهی — سوگ‌سرایی — را به نمایش می‌گذارد.

گونه‌های تشبیه: کوتاه و گسترده

پژوهشگران معمولاً میان دو گونه‌ی اصلی تشبیه هومری تمایز قائل می‌شوند. برخی تشبیه‌ها کوتاه‌اند و در یک یا دو سطر خلاصه می‌شوند؛ برخی دیگر — که معمولاً همان‌هایی‌اند که به «تشبیه حماسی» یا «تشبیه گسترده» شهرت یافته‌اند — می‌توانند چند سطر یا حتی یک بند کامل را دربرگیرند و چارچوبی مقایسه‌ای بسیار گسترده‌تر بسازند. تشبیه گسترده‌ی هومری معمولاً با واژه‌ای مانند «چون» یا «همچون» آغاز می‌شود و تقریباً همیشه با عبارتی نظیر «این‌گونه» یا معادل دستوری آن به بخش دوم مقایسه بازمی‌گردد. موضوع تشبیه معمولاً چیزی غریب یا نامأنوس (یک کنش الهی، یک صحنه‌ی جنگ) است که به چیزی آشنا و معمولی (پدیده‌ای طبیعی مانند طوفان، آتش، یا رفتار یک جانور وحشی) پیوند می‌خورد.

از حیث کارکرد، تشبیه‌های گسترده اغلب ریتم روایت را کند می‌کنند و به مخاطب فرصت می‌دهند لحظه‌ای مهم را با تأمل بیشتری دریابد. آن‌ها همچنین عمق احساسی به کنش‌های ساده می‌افزایند و آن‌ها را به تجربه‌ای پرمعنا بدل می‌کنند — برای نمونه، تشبیه‌کردن ضربه‌ی پاتروکلوس به نیرویی که برای افکندن یک درخت بلوط لازم است، عمقی تازه به آن نبرد می‌بخشد.

تشبیه و حافظه‌ی شفاهی

نکته‌ای که در پژوهش‌های اخیر درباره‌ی جنبه‌ی شناختی تشبیه هومری برجسته شده، ارتباط آن با فضا و حافظه است. تشبیه‌های گسترده‌تر فضای بیشتری برای گسترش‌یافتن دارند و به شنونده اجازه می‌دهند مدت بیشتری در دنیای تصویریِ ساخته‌شده باقی بماند. برای نمونه، در کتاب یازدهم ایلیاد، شنونده با تصویر آتشی ویرانگر که باد آن را در جنگلی انبوه از درختان به هر سو می‌راند، در کشتار آگاممنون از تروایی‌ها همراه می‌شود — تصویری که پیچیدگی وضعیت میدان نبرد را، از طریق چندگانگی مکانی و بصری، به‌گونه‌ای فشرده و ماندگار در ذهن شنونده حک می‌کند.

در نهایت، تشبیه هومری روایت را زنده‌تر می‌سازد و شاعر و مخاطب را به هم پیوند می‌دهد. تأثیرگذاری هر تشبیه به قدرت عاطفی‌اش وابسته است، و خودِ این شگرد، گواهی بر تعامل میان شاعر و مخاطبانش به‌شمار می‌رود — تعاملی که در آن شاعر، از راه‌های گوناگون، می‌کوشد با دامنه‌ی تجربه، خیال، فهم، و سرانجام لذت مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.

بازنویسی از مقاله‌ی «Similes» نوشته‌ی آندروماخه کارانیکا، منتشرشده در The Cambridge Guide to Homer؛ به‌همراه چند منبع تکمیلی درباره‌ی تعریف و گونه‌شناسی تشبیه هومری (از جمله ویکی‌پدیا و مرکز مطالعات هلنیک).

→ بازگشت به فهرست دانشنامه