سرودهای هومری

ستایش خدایان در آیینه‌ی حماسه

درآمد

سرودهای هومری مجموعه‌ای از سی‌وسه شعر یونانی‌اند که هرکدام به ستایش یکی از خدایان یا الهگان المپ اختصاص دارند. با آن‌که در گذشته، به‌ویژه در دوران باستان، این سروده‌ها را به‌اشتباه به خودِ هومر نسبت می‌دادند — و از همین‌رو نام «هومری» بر آن‌ها مانده — امروز پژوهشگران به‌اتفاق می‌دانند که این آثار سراینده‌ای واحد ندارند، بلکه مجموعه‌ای‌اند از سرودگانی گمنام که در بازه‌ای طولانی، عمدتاً از سده‌ی هفتم تا پنجم پیش از میلاد، سروده شده‌اند. آن‌ها به این نام خوانده می‌شوند چون به همان سبک حماسی، با همان وزن شعری (هگزامتر داکتیلی)، و با گویشی نزدیک به زبان ایلیاد و ادیسه سروده شده‌اند.

اگرچه این سروده‌ها فاقد گستره و انسجام روایی حماسه‌های بزرگ هومرند، در ستایش کارنامه‌ی خدایان، رویدادهایی با اهمیتی کیهانی را ثبت می‌کنند — رویدادهایی که بر جهان انسان‌ها نیز اثر می‌گذارند. از این نظر، سرودهای هومری شکافی مهم را میان دو سنت شعری باستانی پر می‌کنند: سنت الاهی‌شناختی که هزیود نماینده‌ی آن است، و سنت پهلوانی که در ایلیاد و ادیسه تجسم یافته.

فهرست سی‌وسه سرود

سرودهای هومری به ترتیب سنتی‌شان چنین‌اند: به دیونوسوس (I)، به دیمیتر (II)، به آپولون (III)، به هرمس (IV)، به آفرودیت (V)، به آفرودیت (VI)، به دیونوسوس (VII)، به آرس (VIII)، به آرتمیس (IX)، به آفرودیت (X)، به آتنا (XI)، به هرا (XII)، به دیمیتر (XIII)، به مادر خدایان (XIV)، به هراکلس (XV)، به آسکلپیوس (XVI)، به دیوسکوری (XVII)، به هرمس (XVIII)، به پان (XIX)، به هفائستوس (XX)، به آپولون (XXI)، به پوسایدون (XXII)، به پسر کرونوس (زئوس) (XXIII)، به هستیا (XXIV)، به موزها و آپولون (XXV)، به دیونوسوس (XXVI)، به آرتمیس (XXVII)، به آتنا (XXVIII)، به هستیا (XXIX)، به زمین، مادر همه‌چیز (XXX)، به هلیوس (XXXI)، به سلنه (XXXII)، و به دیوسکوری (XXXIII).

تنوع طول و ساختار مشترک

طول این سروده‌ها به‌شدت متفاوت است: برخی تنها سه یا چهار سطرند، درحالی‌که چهار سرود بلندتر — خطاب به دیمیتر، آپولون، هرمس، و آفرودیت — به چند صد سطر می‌رسند. سرود به دیمیتر نزدیک به ۴۹۵ سطر، سرود به آپولون حدود ۵۴۶ سطر، سرود به هرمس حدود ۵۸۰ سطر (بلندترین سرود این مجموعه)، و سرود به آفرودیت نزدیک به ۲۹۳ سطر است. سرودهای کوتاه‌تر بیشتر نیایش‌های فشرده‌ای‌اند که ظاهراً به‌عنوان درآمد یا پیش‌گفتار برای اجرای آثار حماسی بلندتر در جشنواره‌ها خوانده می‌شدند؛ چهار سرود بلند، در مقابل، خود روایت‌های حماسی کامل و مستقل‌اند.

با وجود این تفاوت چشمگیر در طول، همه‌ی این سروده‌ها ویژگی‌های صوری مشترکی دارند. هر سرود «از خدا آغاز می‌شود» — عبارتی که در خودِ ادیسه نیز به‌کار رفته — یعنی نخست خدا یا الهه را معرفی می‌کند و برخی از القاب سنتی‌اش را برمی‌شمرد. سپس روایتی می‌آید که، به‌کوتاهی یا با جزئیات بیشتر، تولد خدا، ورودش به المپ، یا بنیان‌گذاری آیین پرستش او را بازمی‌گوید. سرانجام هر سرود با بدرودی به الاهه یا خدا به پایان می‌رسد، غالباً با وعده‌ی قالبی «یادکردن او و آغاز سرودی دیگر».

پرکردن شکاف میان الاهی‌شناسی و حماسه

سرودهای بلندتر عمدتاً بر بازه‌ی زمانی میان آفرینش کیهان و عصر پهلوانان تمرکز دارند — دورانی که زئوس نظم جهان را برقرار می‌کرد و «تیمای» (امتیازها و مقام‌ها) را میان دیگر خدایان تقسیم می‌کرد. این سروده‌ها رویدادهایی را دربر می‌گیرند که، هرچند در سنت‌های دیگر غایب‌اند، پیامدهایی گسترده برای نظم المپی و رابطه‌ی خدایان و انسان‌ها دارند.

سرود به دیمیتر سوگواری این الهه را برای دخترش پرسفونه، که ربوده شده، بازمی‌گوید و بنیان‌گذاری اسرار الئوسیس را روایت می‌کند — آیینی که به فانیان امیدی در برابر جهانِ پس از مرگِ سرد و افسرده می‌بخشید. به همین شکل، سرود به آپولون این خدا را از تولدش در جزیره‌ی دلوس تا بنیان‌گذاری اوراکل دلفی دنبال می‌کند، جایی که از طریق آن، اراده‌ی زئوس به انسان‌ها ابلاغ می‌شود. سرود به هرمس داستان خدایی را بازمی‌گوید که، هرچند در غاری زاده شد، جایگاه شایسته‌ی خویش را در کوه المپ به‌دست می‌آورد — خدایی که هم به انسان‌ها یاری می‌رساند و هم به آنان زیان. سرانجام، سرود به آفرودیت پیوند این الهه با چوپانی فانی به‌نام آنخیزس را وصف می‌کند — پیوندی که شاید واپسین نمونه از این‌گونه پیوندهای میان خدایان و انسان‌ها به‌شمار رود، و از دل آن، آینیاس، قهرمان تروایی و پدر نسل رومیان در روایات بعدی، زاده می‌شود.

ریشه‌شناسی و سرچشمه‌ی آیین‌ها

در تبیین خاستگاه آیین‌های دینی، سرودهای هومری علاقه‌ای آشکار به سبب‌شناسی و ریشه‌شناسی واژگان نیز نشان می‌دهند. برای نمونه، سرود به آپولون نام اوراکل، پوثو، را به‌شکلی خیال‌انگیز از فعل یونانی «پوثین» (پوسیدن) می‌گیرد — اشاره‌ای به مار بدخواهی که آپولون او را کشت و جسدش را در همان مکان رها کرد تا بپوسد. به همین ترتیب، سرود به دیمیتر توضیحی برای رسمی می‌آورد که در آن، شرکت‌کنندگان در اسرار الئوسیس ملزم بودند نوشیدنی‌ای به‌نام «کوکئون» (ساخته‌شده از جو و پونه) بنوشند: طبق این سرود، الهه‌ی سوگوار، در دورانی که در خانه‌ی کله‌ئوس اقامت داشت، از نوشیدن شراب سر باز زد و به‌جای آن همین نوشیدنی را خواست. همان‌گونه که زئوس نظمی بر جهان تحمیل می‌کند، سرودهای هومری نیز با تبیین جزئیات گاه عجیب آیین‌های یونانی، نظمی خاص خود می‌آفرینند.

بستر اجرا

درباره‌ی خاستگاه دقیق و بستر اجرای این سروده‌ها اطلاعات قطعی چندانی در دست نیست، هرچند به‌احتمال زیاد در جشنواره‌ها یا ضیافت‌های خصوصی اجرا می‌شدند. این باور که سرودها در آغاز به‌عنوان پیش‌درآمدی برای اجرای آثار بلندتر حماسی به‌کار می‌رفتند، بر گواهی مورخ باستانی توسیدید استوار است، که از سرود به آپولون نقل‌قول می‌آورد و آن را «پرو‌اُئیمیون» (پیش‌درآمد) می‌نامد — اصطلاحی که شاید تنها به معنای نخستین آواز در مجموعه‌ای از سروده‌ها باشد. احتمال دیگر این است که این سروده‌ها در آغاز، آثاری مستقل بودند که در جشنواره‌ها یا برای سرگرمی شبانه اجرا می‌شدند، اما با رشد و اهمیت‌یافتن حماسه‌های بلندی چون ایلیاد و ادیسه، به‌تدریج در جایگاه پیش‌درآمدی برای این روایت‌های پهلوانیِ گسترده‌تر قرار گرفتند.

طنز در دل ستایش

یکی از ویژگی‌های کمتر بحث‌برانگیز سرودهای هومری، به‌کارگیری ماهرانه‌ی طنز در آن‌هاست. برای نمونه، سرود به پان، در توصیف لحظه‌ی تولد این خدا، بازمی‌گوید که چگونه چهره‌ی ترسناک نوزاد، مادر و دایه‌اش را به گریز وامی‌دارد. طنز به‌ویژه در سرود به هرمس برجسته است، جایی که این خدای نیرنگ‌باز، گاوان آپولون را می‌دزدد و بی‌شرمانه درباره‌ی دزدی‌اش دروغ می‌گوید — نخست به خودِ آپولون، و سپس حتی به زئوس. حتی سرود نسبتاً جدی به دیمیتر نیز لحظه‌ای سبک‌تر دارد: آن‌جا که یامبه با شوخی‌ها، و شاید حرکاتی گستاخانه، موفق می‌شود الهه‌ی غمگین را شادمان کند. با آن‌که کنش‌های این خدایان پیامدهایی کیهانی دارند — در مورد دیمیتر، سوگواری‌اش به قحطی‌ای جهانی می‌انجامد — این‌ها همچنان خدایانی‌اند که می‌خندند و شوخی می‌کنند.

ادعای جایگاهی در کنار هومر

با ثبت رویدادهایی که پیامدهایی دوردست برای خدایان و انسان‌ها دارند، سرودهای هومری خود مدعی جایگاهی ویژه در کنار هومر و هزیودند. این ادعا صریح‌ترین بیانش را در بخشی از سرود به آپولون می‌یابد که توجه پژوهشی بسیاری را به خود جلب کرده است: در آن‌جا، سراینده‌ی سرود خود را کسی نه کمتر از «مرد نابینایی که در خیوس صخره‌ای زندگی می‌کند و همه‌ی سروده‌هایش برای همیشه برترین خواهند بود» معرفی می‌کند — یعنی خودِ هومر. با چنین ادعایی، سرودهای هومری خود را با سنت حماسه‌ی هومری همراه می‌سازند و اصرار می‌ورزند که سروده‌های آنان نیز، دست‌کم به اندازه‌ی ایلیاد و ادیسه، باید در شمار برترین آثار جاودان به‌حساب آیند.

منابع: مقاله‌ی «The Homeric Hymns» نوشته‌ی پیتر اس. مازور، منتشرشده در The Cambridge Guide to Homer؛ به‌همراه اطلاعات تکمیلی از کتابخانه‌ی متون کلاسیک Theoi، ویکی‌پدیا، و Mythopedia درباره‌ی فهرست کامل سرودها و طول هرکدام. این نوشتار بازنویسی و تلخیصی آزاد از این منابع است.

→ بازگشت به فهرست دانشنامه