میان تاریخ و ادبیات
فهرست کشتیها، بخشی از کتاب دوم ایلیاد (سطرهای ۴۸۴ تا ۷۶۰)، تصویری جغرافیایی از سراسر جهان یونانی به دست میدهد. این فهرست از بیستونه دستهی نظامی تشکیل شده که در قالب سه مسیر تقریباً پیوسته روایت میشوند: نخست یونان مرکزی، پلوپونز، و جزایر یونی؛ سپس کرت و جزایر دودکانس؛ و سرانجام یونان مرکزی و شمالی. در کنار نام فرماندهان، شاعر ۲۰۳ نام مکان، نشانهی جغرافیایی، و قوم را نیز برمیشمرد.
بحث دربارهی این فهرست از دو جنبهی کاملاً متفاوت دنبال شده است: نخست از منظر باستانشناسی، که میپرسد آیا این فهرست بازتابی از واقعیت تاریخی دورهای خاص است یا نه؛ و دوم از منظر ادبی، که به ساختار روایی و جایگاه این فهرست در کلیت حماسه میپردازد.
پرسش اصلی پژوهشگران این بوده که آیا فهرست کشتیها تصویری دقیق از یونان در دورهای مشخص از تاریخ ارائه میدهد، و اگر چنین است، آن دوره کدام است. نظریهها در این زمینه عموماً به سه دسته تقسیم میشوند: کسانی که معتقدند این فهرست وضعیت واقعی عصر برنز را نشان میدهد؛ کسانی که آن را متعلق به عصر آهن یا حتی دورهی باستانی متأخرتر میدانند؛ و کسانی که اساساً در انطباق دقیق آن با هر دورهی تاریخی مشخصی تردید دارند.
ریشهی این دیدگاه به کاوشهای هاینریش شلیمان و اعتقاد او به واقعیت تاریخی جنگ تروا بازمیگردد. بر همین اساس، برخی پژوهشگران فهرست کشتیها را سندی از دوران میسنی (عصر برنز متأخر) دانستهاند که تقریباً بدون تغییر باقی مانده و اساساً «آرایش نظامی» واقعی سپاهی است که برای لشکرکشی به تروا گرد آمده بود. طرفداران این دیدگاه استدلال میکنند که این فهرست، اگرچه شامل برخی تغییرات متأخرتر (مانند تقسیم شمالشرق پلوپونز میان آگاممنون و دیومدس) است، در اصل و اساس، یادبودی از یک لشکرکشی واقعی به شمار میرود که در همان دوره یا نزدیک به آن سروده شده است.
طرفداران این دیدگاه به شواهدی همچون همخوانی برخی نامهای فهرست با الواح خط ب (نوشتار میسنی) استناد میکنند. برای نمونه، حضور همزمان نامهای ئلئون، پتهئون، و هیله — که موقعیت جغرافیاییشان پس از فروپاشی تمدن میسنی فراموش شد — هم در الواح میسنی تبس و هم در خود ایلیاد، بهعنوان دلیلی بر خاستگاه میسنی این فهرست ذکر شده است. نمونهی مشابه دیگر، ائوترسیس است که پس از عصر برنز غیرمسکونی بود اما در الواح و در ایلیاد هر دو نام برده شده. طرفداران این نظریه همچنین به تناسب اشیای مادی و آداب فرهنگی توصیفشده در شعر با یافتههای باستانشناسی میسنی اشاره میکنند، هرچند ناچارند حضور همزمان عناصر متعلق به عصر آهن در همان متن را نیز توجیه کنند.
در مقابل، برخی پژوهشگران فهرست را بازتاب دورههای متأخرتر میدانند. عدهای آن را محصول علاقهی روبهرشد یونانیان سدهی هشتم پیش از میلاد به گذشتهی باستانی خود تصور میکنند — گویی شاعری در همان سده، در میان ویرانههای میسنی قدم میزد و مسیر سرزمینهای قهرمانان را میساخت. برخی دیگر معتقدند شاعر مکانهای فهرست را بر پایهی ترکیبی از اهمیت اسطورهای و اهمیت واقعی معاصر خود (سدهی هشتم) برگزیده است. پژوهشی دیگر با تحلیل همپوشانی میان دستههای نظامی فهرست و شواهد باستانشناسی سرزمینهای میسنی متناظر، به این نتیجه رسیده که فهرست بازتاب واقعیتهای اواخر سدهی هشتم تا اوایل سدهی هفتم است، هرچند برخی مکانهای اسطورهای مهم را نیز در خود جای داده. نظریهای دیگر پیشنهاد میکند که سه مسیر پیمودهشده در فهرست کشتیها، در اصل بر پایهی مسیرهای واقعی سدهی هفتم پیش از میلاد شکل گرفته که فرستادگان مقدس معبد دلفی (تئوروی) طی میکردند.
عدهای از پژوهشگران بهکلی در انطباق فهرست با هر دورهی مشخصی تردید دارند. این گروه معتقدند فهرست کشتیها آمیزهای از اطلاعات جغرافیایی از دورههای گوناگون است. یکی از دشواریهای اصلی این است که انتساب مکانهای فهرست به بقایای باستانشناسی میسنی، در معرض خطر استدلال دوری قرار دارد: یعنی محل باستانشناسیای که بر پایهی نام هومری شناسایی شده، سپس برای اثبات همان نام هومری بهکار گرفته میشود. همچنین شواهدی وجود دارد که برخی مکانها که تصور میشد تنها در عصر برنز مسکونی بودهاند، در واقع برای مدتی بسیار طولانیتر سکونت داشتهاند. از سوی دیگر، شهرهای تاریخی متعددی، تحت تأثیر اعتبار هومر، ادعا کردهاند که همان مکانهای ذکرشده در فهرستاند — برای نمونه، خایرونیا و تاناگرا (که خود در فهرست غایباند) مدعی بودند که همان آرنه و گرایا هستند.
افزون بر این سردرگمی، فهرست حاوی جزئیاتی از عصر آهن نیز هست: در حالی که برخی مکانهای مهم عصر برنز (مانند نافپلیون و گلا) در آن غایباند و دستههای فهرست بهسادگی بر ایالتهای میسنی منطبق نمیشوند، مکانهای متعددی از عصر آهن (مانند دلفی، اسپارتا، و آرگوس، که در عصر برنز اهمیت چندانی نداشتند اما در سدهی هشتم اهمیتی فزاینده یافتند) نیز در آن حضور دارند. اگر دلایلی برای تردید در خاستگاه صرفاً عصر برنزی فهرست وجود دارد، به همان اندازه نمیتوان آن را صرفاً محصول عصر آهن دانست، چون یادکردی از مکانهایی دارد (مانند خودِ میکنه و پیلوس) که در روزگار هومر دیگر اهمیتی نداشتند. به بیان یکی از پژوهشگران، فهرست کشتیها آمیزهای است، یا بهعبارت دقیقتر، «آشفتگیای بهتماممعنا» از دورههای گوناگون — دیدگاهی که برخی محققان دیگر نیز با آن همداستانند، هرچند شکلگیری نهایی این آمیزه را تا سدهی ششم پیش از میلاد نیز ممکن میدانند.
با وجود دشواری در برقراری پیوندهای روشن میان مکانهای فهرست و بقایای باستانشناسی، بحث دربارهی مکانهای ناشناختهی این فهرست همچنان ادامه دارد؛ نمونههای کمتر شناختهشده شامل تلاشهای دیرینه برای یافتن آنمورئیا در فوکیس و اکثر مکانهای ذکرشده در لوکریس است. مشهورتر از همه، تلاشها برای تعیین محل واقعی ایتاکا، و نیز پرسش دربارهی نسبت میان پیلوس هومری و پیلوس میسنی است. حتی دلیل غیاب تبس از این فهرست — با آنکه این شهر تا حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد مسکونی بود — همچنان موضوع پژوهشهای علمی است.
فهرست کشتیها از بیستونه دسته با اندازههای گوناگون تشکیل شده و بیشتر یونان را دربرمیگیرد. پس از پژوهشهای میلمن پری دربارهی شعر شفاهی، پژوهشگران بهطور نظاممند شیوهی ترکیب فهرست را بررسی کردهاند و نشانههای آشکار سرایش شفاهی را در آن یافتهاند. هر مدخل فهرست، همچون صحنههای الگویی دیگر در حماسه، از مجموعهای معین از عناصر (فرمانده، نام مکان، شمار کشتیها) تشکیل شده که در ترکیببندیهای محدود و با عباراتی قالبی معرفی میشوند. این چارچوب پایه، امکان بسط هریک از این عناصر را با افزودن صفتهای ویژه، جملههای وصفی، یا اطلاعات تکمیلی دیگر فراهم میآورد.
ساختار زیربنایی فهرست جغرافیایی است و از سه «گشت» جداگانه اما پیوسته تشکیل شده: نخستین گشت از بویوتیا آغاز میشود، دور یونان مرکزی میچرخد، سپس از پلوپونز میگذرد؛ از الیس به جزایری میرسد که تحت فرمان اودیسئوس و مگساند، و بهطرزی ناگهانی با آیتولیاییهای سرزمین اصلی به پایان میرسد. گشت دوم از کرت آغاز و به جزایر رودس، سومه، و کوس میرسد. گذاری ناگهانی دیگر ما را به تسالی میبرد، که شاعر آن را از شرق به غرب، ابتدا در بخش جنوبی دشت و سپس در بخش شمالی، میپیماید.
پژوهشگران بسیاری کوشیدهاند دلیل این تقسیم به سه «گشت» جداگانه، بهجای یک مسیر پیوسته، را دریابند. یک نظریه شباهت این ساختار را با سه مسیری میداند که فرستادگان مقدس معبد دلفی در دوران باستان میپیمودند. دیدگاهی سادهتر اینگونه توضیح میدهد: از آنجا که تصمیم گرفته شده بود فهرست از بویوتیا آغاز شود و همچون سفری از منطقهای پیوسته به منطقهی بعدی پیش برود، ویژگیهای جغرافیایی خودِ سرزمین این وقفهها را ناگزیر میساختند.
عدهای دیگر بر منطق روایی این ساختار تأکید کردهاند. نکتهای جالب این است که اودیسئوس دقیقاً در جایگاه مرکزی فهرست قرار میگیرد — درست میان آگاممنون (شش مدخل پیشتر) و آخیلوس (شش مدخل بعدتر)، جایگاهی محوری که او در سراسر حماسه نیز اشغال میکند: کشتی او در مرکز اردوگاه یونانیان لنگر انداخته، و او خود در کتاب ۱۹ میانجی آشتی میان دو قهرمان رنجیده (آگاممنون و آخیلوس) میشود. قرار دادن تسالی در پایان فهرست نیز این امکان را فراهم میآورد که معرفی آخیلوس تا لحظهای اوج به تعویق افتد. در هر صورت، ساختار جغرافیایی زیربنایی فهرست، فارغ از خاستگاه دقیقش، همچون «نقشهی ذهنی» عمل میکند — نوعی چارچوب که اطلاعات مربوط به مکانها و روابط میانشان را در خود نگه میدارد و به شاعر کمک میکند تا در حین اجرای شفاهی، این اطلاعات را به یاد بیاورد.
فهرست کشتیها، بهعنوان اثری ادبی، همواره مورد نقد بوده و دو مشکل اصلی برایش برشمردهاند: ناهماهنگی آن با باقی ایلیاد، و ناسازگاری ظاهریاش با بافت روایی که در آن جای گرفته است.
دربارهی ناهماهنگی: بسیاری از فرماندهانی که در فهرست نام برده شدهاند، در باقی حماسه نقشی اندک یا هیچ نقشی ندارند؛ برخی، مانند آگاپنور و نیرئوس، هرگز جای دیگری ذکر نمیشوند. برخی دیگر، مانند منستئوس، ستایشی مفصل دریافت میکنند که با کارکرد او در باقی داستان چندان همخوان نیست. همین ناهماهنگی دربارهی کل دستهها نیز صدق میکند: بویوتیا، نخستین دستهی ذکرشده با بیستونه شهر، دو برابر هر دستهی دیگری است — امتیازی که با اهمیت نسبتاً کم بویوتیاییها در باقی حماسه ناهمخوان بهنظر میرسد. در مقابل، مدخل آژاکس پسر تلامون، با وجود اهمیتش در حماسه، شگفتآور کوتاه است: تنها دو سطر، که یکی از آنها بهطرزی عجیب اشاره میکند که نیروهایش کنار آتنیها مستقر بودند — نکتهای که برخی را به گمان افزودهشدن بعدی این سطر توسط آتنیها انداخته است.
همچنین، قلمروهای آگاممنون، اودیسئوس، و آخیلوس در فهرست، همگی کوچکتر از آن چیزیاند که در جاهای دیگر ایلیاد به آنها اشاره یا حتی تصریح میشود. برای نمونه، در سطر ۲.۱۰۸، آگاممنون «فرمانروای جزایر بسیار و همهی آرگوس» خوانده میشود — عبارتی که با مرزبندی قلمرو او در فهرست، جایی که بیشتر دشت آرگوس به دیومدس واگذار شده، همخوانی ندارد. همچنین، در کتاب ۹، هنگامی که آگاممنون هفت شهر در جنوبغرب پلوپونز را به آخیلوس پیشکش میکند، این شهرها اساساً در فهرست کشتیها بهعنوان بخشی از قلمرو او ذکر نشدهاند.
دربارهی ناسازگاری با بافت: مهمترین نکته این است که شمارش کشتیها — بهویژه با استفادهی مکرر از زمان ناقص (استمراری) در توصیف کنش فرماندهان، کشتیها، و سربازان — بیشتر به گردهمایی ده سال پیشتر در آولیس شباهت دارد تا به وضعیت روایی کنونی، یعنی زمانی که سپاه آخائی در دشت تروا رژه میرود. افزون بر این، شاعر از آخیلوس، پروتسیلائوس، و فیلوکتتس تنها برای توضیح غیابشان یاد میکند — نشانهای که هرچند اثبات میکند فهرست تا حدی برای جایگاه کنونیاش در روایت تطبیق داده شده، همزمان نشان میدهد که این فهرست در اصل موادی سنتی و از منبعی دیگر بوده که بازاستفاده شده است.
با اینهمه، طی سدهی گذشته، بهویژه در سالهای اخیر، توجه و احترام تازهای نسبت به فهرست و کارکردش در حماسه شکل گرفته است. توضیحی که از دوران باستان برای آغاز فهرست با بویوتیاییها داده شده — که گردهمایی ناوگان یونانی در آولیسِ بویوتیا رخ داد — بسیاری را قانع کرده، هرچند نه همه را. اهمیت بویوتیا برخی را به این باور رسانده که خودِ هومر بویوتیایی بوده یا فهرست محصول یک «مکتب بویوتیایی» شعر فهرستگونه است. پژوهشی دیگر پیشنهاد میکند اندازهی این دسته و تقسیم آن به هفت گروه، ممکن است بازتاب استفادهی مجدد از موادی از چرخهی حماسی تبس باشد — بهاحتمال زیاد از یک صحنهی «تیخوسکوپیا» (نگریستن از فراز دیوار) که در آن شخصیتی از بالای دیوار، متحدان بویوتیایی جنگیده در هریک از هفت دروازهی تبس را نام میبرد. در هر صورت، بزرگی دستهی بویوتیا آن را نقطهی آغاز مناسبی میسازد، چون از همان ابتدا، بزرگی شگرف سپاه را — که در فراخوان شاعر به موزها در سطرهای ۴۸۴ تا ۴۹۳ نیز اشاره شده — به نمایش میگذارد.
بهطور کلیتر، حضور شخصیتهایی در فهرست که هیچ نقشی در باقی روایت ندارند، ویژگیای نسبتاً معمول است — نهفقط در فهرستهای دیگر خودِ ایلیاد، بلکه در فهرستهای شعر شفاهی سنتهای دیگر نیز. میتوان پرسید که آیا آن نوع سازگاری که منتقدان امروزی خواستارند، اساساً دغدغهی خوانندگان یا شنوندگان باستانی هومر بوده یا نه. همچنین اشاره شده که با وجود ناهماهنگیهای ظاهری فهرست با روایت پیرامونش، نشانههایی نیز از پیوند نزدیک آن با باقی حماسه دیده میشود. چند مدخل (مانند فیلوکتتس، پروتسیلائوس، و نیرئوس) بهآگاهانه به مضامینی مهم در کل حماسه اشاره دارند، مانند تم «فرماندهی برتر» یا تم «فرماندهی غایب». شخصیتهایی که در فهرست نزدیک به هم ذکر شدهاند، معمولاً در باقی حماسه نیز نزدیک به هم باقی میمانند — برای نمونه، مگس، اودیسئوس، توآس، ایدومنئوس، و مریونس یکی از چند «خوشه» قهرمانانیاند که مکرراً با هم دیده میشوند. از این منظر، فهرست «برنامهریزیشده» است — نه جغرافیای واقعی یونان باستان، بلکه جغرافیای خاصِ خودِ فهرست است که این خوشهبندی را شکل میدهد.
از منظر روایتشناسی، فهرست کشتیها نهتنها عظمت نیروهای گردآمده در برابر تروا را بهمؤثرترین شکل به تصویر میکشد، بلکه در بافت کتاب دوم — جایی که آگاممنون سپاه را میآزماید — نمادی از گذار از آشفتگی هراسآلود به نظمی سنجیده است.
برای خواندن فهرست کشتیها کلیک کنیدمنابع: مقالات «Catalogue of Ships: Archaeology» نوشتهی بنجامین یاسناو، و «Catalogue of Ships: Literary Aspects» نوشتهی کورتنی ایوانز، هر دو منتشرشده در کتاب The Cambridge Guide to Homer. این نوشتار بازنویسی و تلخیصی آزاد از ایدههای اصلی این دو مقاله است.
→ بازگشت به فهرست دانشنامه